احمد بن محمد حسينى اردكانى
154
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
حدوث آن محتاج است به حركات و اوضاع و سخن در هيولايى است كه صورت به آن ملحق شود و از آن امور مجرّد باشد . و جواب از سخن دومش آن است كه براى هيولى به حسب ذات تخصّص به مقدارى نيست ، بلكه به حسب ذات قابل هر حليه و صفتى است . پس جايز است براى آن من حيث الذّات كه ملحق گردد به آن با صورت عنصريّه مقدارى كه مالى مكان كلّى نباشد و به مخصّص ديگر سواى صورت نوعيّه محتاج شود » . « 1 » تفريع از آنچه در اين فصل مذكور شد محقّق مىگردد كه وجود هيولى وجود جسمانى است و وجودى غير وجود جسمانى براى آن نمىتواند بود و إلّا ماهيّت آن بدون جسميّت متقوّم خواهد بود . پس هر چه از ماهيّت آن در ذهن در آيد وجهى از آن و مباين ماهيّت آن خواهد بود ، و بر آن صادق نمىآيد مگر به تقدير و فرض . پس معنى اين عبارت كه هيولى امرى است بالقوّه آن است كه هر چه در حال وجود هيولى است بر آن صادق است كه چون موجود شود بالقوّه است ، و هر چه عقل بالاستقلال به آن التفات تواند نمود و بر آن حكم تواند كرد امرى است معقول القوام بالفعل ، و بالقوّه نيست ، و مثل حال هيولى است حال امورى كه در تحصّل و وجود ناقصند ، از قبيل عدد و زمان و حركت و لا تناهى و تناقض و حرف و امثال آنها . « 2 » تتميم آنچه موجب انكار هيولى در نظر منكرين آن گرديده است ، اين است كه نفس هيولى با قطع نظر از قبول صورت جسميّه يا متّصل است و يا متّصل نيست و در [ 68 ] شقّ اوّل . بنفسها صورت جسميّه خواهد بود ، زيرا كه حقيقت جسم جوهر متّصل بنفسه است و به همين ، حقيقت تمام مىشود . و احتياج به صورت ديگر كه به هيولى ملحق گردد نيست ، و در شقّ ثانى يا جوهر عقلى و يا جوهر ذو وضع منقسم خواهد بود ، و بطلانش معلوم شد . و آنچه محققين در دفع اين شبهه فرمودهاند ، اين است كه بناى آن بر ذهول از معنى مادّه و مرتبهء وجود آن است نسبت به صورت ، زيرا كه نسبت صورت جسميّه به هيولى مثل
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، صص 60 - 63 . ( 2 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 5 ، ص 143 .